Author: admin (page 1 of 23)

دادگاهی در آمریکا ممنوعیت وی‌چت را تعلیق کرد

..

دادگاهی در آمریکا با صدور حکمی مانع از اجرای دستور وزارت بازرگانی ایالات متحده برای حذف اپلیکیشن «وی‌چت» از فروشگاه‌های اپلیکیشن در ۲۰ سپتامبر (۳۰ شهریور) شد.

«Laurel Beeler»، قاضی دادگاه می‌گوید کاربران با شکایت از دولت ترامپ، حذف وی‌چت را با متمم اول قانون اساسی آمریکا و آزادی بیان در تضاد می‌دانند، به همین دلیل دادگاه تصمیم گرفته به نفع کاربران رای صادر کند. این رای از اجرای دستور دیگر دولت آمریکا که مراوده تجاری شرکت‌های آمریکایی با وی‌چت را ممنوع می‌کرد نیز موقتاً جلوگیری می‌کند.

hamrah-mechanic

قاضی یاد شده اضافه کرد که نگرانی‌های دولت آمریکا در مورد به خطر افتادن امنیت ملی این کشور «قابل توجه است»، ولی اسنادی که دولت برای حذف وی‌چت ارائه کرده «متوسط» هستند. دولتمردان آمریکایی مدعی‌اند که چین از تیک تاک و وی‌چت برای جاسوسی از مردم آمریکا استفاده می‌کند.

این حکم به شکل موقتی و تا زمانی که پرونده شکایت به نتیجه برسد، مانع از اجرای دستور دولت ترامپ و حذف سرویس‌های چینی از فروشگاه‌های اپلیکیشن می‌شود.

این تصمیم به نفع کاربران و شرکت‌های آمریکایی خواهد بود. وی‌چت یکی از پیام رسان‌های اصلی چین است و اگر ممنوع می‌شد بسیاری از افراد ساکن آمریکا در برقراری ارتباط با اقوام و دوستان با مشکل مواجه می‌شدند.

علاوه بر این شرکت‌هایی مثل اپل و دیزنی هشدار داده‌اند که اگر وی‌چت در آمریکا ممنوع شود دچار ضرر و زیان خواهند شد. آنطور که در ادامه گزارش آمده، فروش آیفون در چین بستگی زیادی به دسترسی کاربران به وی‌چت دارد و اگر اپل نتواند آیفون‌ها را با این اپ به دست کاربران چینی برساند احتمالاً فروش این محصول دچار رکود خواهد شد. رای جدید دادگاه آمریکا به این نگرانی‌ها (هر چند به شکل موقتی) پایان داده است.

با کشف حیات در زهره، آینده اکتشافات فضایی در این سیاره چه خواهد بود؟

..

با کشفی که اخیرا در زمینه وجود نشانه‌های حیات روی سیاره زهره صورت گرفت، این احتمال وجود دارد که در آینده شاهد افزایش ماموریت‌های فضایی به سمت این سیاره  باشیم. و ربات‌های اکتشاف‌گر آتی هم باید تدابیر بیشتر و گسترده‌تری را نسبت به اکتشاف‌گرهای قبلی زهره به کار بگیرند.

در طول زمان، بی‌شمار ماموریت مختلف در سیاره زهره پیشنهاد شده است، اما تعداد بسیار کمی از آن‌ها طی سه دهه اخیر به مرحله عملیاتی شدن رسیده‌اند. اما حالا که دلیلی بسیار قانع‌کننده برای سر زدن به این سیاره داریم، رویکرد دهه‌های اخیر به احتمال زیاد تغییر کند. اخترشناسان اخیرا گاز فسفین را درون ابرهای اسید سولفوریک این سیاره یافته‌اند و قادر به توضیح علت وجود آن نیستند. این احتمال اما وجود دارد که فسفین توسط حیاتی بسیار ریز تولید شده باشد، چرا که می‌دانیم این گاز روی زمین توسط میکروب‌ها تولید می‌شود. غیر از این گمانه‌زنی، شاید هم شاهد نوعی شیمی غریبه باشیم که هیچوقت مشابه‌اش را ندیده‌ایم.

هر دو سناریو به اندازه کافی ترغیب‌کننده هستند و مقامات سازمان فضایی ناسا هم به این زودی اشاره کرده‌اند که برخی از ماموریت‌هایی بررسی ابرهای ونوس در آینده نزدیک چراغ سبز را دریافت خواهند کرد. اگر این ماموریت‌ها واقعا به مرحله عملیاتی شدن برسند، محققان باید شدیدا مراقب باشند که سیستم ارسال شده به زهره، شامل هیچگونه آلودگی بیولوژیکی نباشد.

malltina

اگر هدف ما تشخیص وجود -یا عدم وجود- حیات فرازمینی در زهره باشد، باید اطمینان حاصل کنیم حیاتی که می‌یابیم، صرفا میکروبی نباشد که از زمین به آن سیاره رفته است. و محیط زیست شدیدا غیر عادی زهره ممکن است چالش‌های این کار را به شکل محسوسی افزایش دهد.

راکش ماگول، شیمی‌دان بیولوژیکی در دانشگاه پلی‌تکنیک کالیفرنیا می‌گوید که «به نظرم جالب خواهد بود اگر یک نفر، پلتفرمی هوایی را پیشنهاد دهد که صرفا در بالای ابرها معلق باقی می‌ماند». تحقیقات ماگول روی حیات میکروبی متمرکز است و او از همین حالا توضیحی برای چگونگی شکل‌گیری حیات در زهره و بقای آن ارائه کرده است. او می‌پرسد: «چطور می‌تواند از آلوده کردن محیط زیست [زهره] جلوگیری کرد؟ آیا چنین پتانسیلی وجود دارد؟ آیا وجود ندارد؟»

زمان‌بندی کشف فسفین در زهره، شدیدا برای ناسا ثمربخش خواهد بود. این سازمان فضایی همین حالا به دنبال ماموریت‌هایی تازه است تا در جریان برنامه Discovery خود، به حمایت مالی از آن‌ها بپردازد. برنامه Discovery قرار است شامل فضاپیماهای رباتیک و کوچک باشد که به نقاط مختلف منظومه شمسی فرستاده می‌شوند. ناسا در ماه فوریه، چهار ماموریت مفهومی را به عنوان فینالیست‌های برنامه معرفی کرد.

دو تا از فینالیست‌ها (که DAVINCI+ و VERITAS نامیده می‌شوند) سیاره زهره را هدف قرار داده‌اند. VERITAS قرار است یک ربات را به مدار زهره فرستاده و از سطح آن نقشه‌برداری کند، DAVINCI+ هم یک ربات را به درون اتمسفر سیاره خواهد فرستاد. ربات دوم در مسیر خود، از هوای زهره هم نمونه‌برداری خواهد کرد و شاید بتواند به ما بگوید ابرهای این سیاره از چه چیزی تشکیل شده‌اند. جیم زیمبلمن، جغرافی‌دان سیاره‌ای در موزه ملی هوافضای آمریکا می‌گوید «حاضرم شرط ببندم که آن‌ها از تعبیه قابلیتی برای شناسایی این ماده جدید، یعنی فسفین، اطمینان حاصل خواهند کرد».

هیچ تضمینی وجود ندارد که ناسا، فضاپیمای زهره را به عنوان فینالیست نهایی انتخاب کند، اما مقامات این سازمان فضایی می‌گویند که حواس‌شان به اخبار است. جیم بریدنستین، مدیر ناسا نیز بعد از اعلام خبر کشف فسفین در توییتر نوشت «زمانش رسیده که زهره را در اولویت قرار دهیم». البته او بعدا گفت که ماموریت نهایی در برنامه Discovery هنوز انتخاب نشده است. او سپس در یک بلاگ پست نوشت: «بدون تردید، هیئت علمی ماموریت‌های ناسا به سختی قادر به ارزش‌گذاری و انتخاب بهترین ماموریت خواهد بود، اما من می‌دانم که این پروسه منصفانه و بدون جهت‌گیری خواهد بود».

حتی اگر یکی از ماموریت‌های زهره به مراحل بالاتر برود، باز هم شاید طرح پیشنهادی برای تشخیص اینکه فسفین از کجا می‌آید کافی نباشد. از سوی دیگر،‌ قبلا هم شاهد طرح‌هایی جالب توجه‌تر بوده‌ایم – یکی از آن‌ها، ماموریت مفهومی پرچمدار زهره است که شامل ارسال سه مدارگرد، یک فرودگر و بالنی می‌شود که در اتمسفر بالایی زهره پرواز می‌کند تا اطلاعات شیمیایی را جمع‌آوری کند.

ایده آن ماموریت که پیش از تشخیص فسفین در زهره طرح شده،‌ شاید بتواند جزییات طولانی‌مدت بیشتری راجع به اتمسفر سیاره و این گازهای مرموز در اختیارمان بگذارد. مارتا گیلمور، جغرافی‌دان سیاره‌ای در دانشگاه وسلیان و کسی که پژوهش تازه ماموریت پرچمدار زهره را برعهده داشته می‌گوید‌:‌ «اگر می‌خواهید از ابرها سر در بیاورید، باید در میان ابرها باقی بمانید. و بالن ماموریت ما برای ۶۰ روز دوام خواهد آورد».

اگر قرار باشد کسی یک بالن به میانه ابرهای زهره بفرستد، سوالی دیگر پیش می‌آید: چه تدابیری را باید در نظر گرفت؟ وقتی صحبت از اکتشاف منظومه شمسی می‌شود، ناسا و دیگر آژانس‌های فضایی باید از مفهومی به نام «حفاظت سیاره‌ای» پیروی کنند – ایده ممانعت از آلودگی دوطرفه جهان‌هایی که در همسایگی کیهانی ما هستند. حیات انسانی را به سیارات دیگر نفرست و اشکال دیگر حیات را هم (اگر وجود دارد) به زمین ما نیاور.

در دستورالعمل حفاظت سیاره‌ای، سیاره‌ها در دسته‌بندی‌های مختلف جای گرفته‌اند، بسته به اینکه هنگام ارسال فضاپیما به آن‌ها، محققان باید چه میزان از تدابیر امنیتی و پاکیزگی را مورد توجه قرار دهند. در حال حاضر ماموریت‌هایی که در زهره انجام می‌شوند در دسته‌بندی ۲ قرار گرفته‌اند، یعنی احتمالی بسیار دور وجود دارد که یک فضاپیما قادر به آلوده کردن سیاره و به خطر انداختن پژوهش‌های بعدی باشد.

اما ماگول تصور می‌کند این کشف احتمالا بدان معنا باشد که باید تدابیر پیشگیرانه‌ بیشتری برای ماموریت‌های آتی در این سیاره در پیش بگیریم. تا همین امروز، محققان عمدتا باور داشته‌اند که هر گردی که از زمین به بیرون بفرستیم، نمی‌تواند از فرود روی زهره جان سالم به در ببرد. زیبا دمای سطح این سیاره به ۹۰۰ درجه فارنهایت می‌رسد و ابرهای اسید سولفوریک هم میلیاردها برابر بیشتر از محیط زمین اسیدی هستند.

با کشف فسفین، برداشت کلی راجع به مقاومت گردهای میکروبی ریز می‌توند تغییر کند. ماگول می‌گوید: «آیا آن‌ها می‌توانند از حمام اسیدی جان سالم به در ببرند؟ فکر می‌کنم بتوانند. و بعد وقتی یه منطقه‌ای زیست‌پذیر برسند، مثلا فرض کنیم نیمه پایینی ابرها، می‌توانند تبدیل به سلولی روینده و فعال شوند؟ به نظرم بله. اگر قرار است به دنبال زیست‌پذیری بگردیم، باید پتانسیل آلوده کردن محیط را نیز در ذهن داشته باشیم».

با این همه، احتمالا اندکی طول بکشد تا ناسا یک ماموریت رباتیک عظیم برای زهره تدارک ببیند. این را زیمبلمن می‌گوید و ادامه می‌دهد: «این ماموریت‌ها در رنج هزینه‌های میلیارد دلاری هستند و ناسا خیلی خوش‌شانس خواهد بود اگر تنها یک ماموریت در این ابعاد، طی هر دهه داشته باشد.» ناسا در این دهه برای دو ماموریت سیاره‌ای و علمی بزرگ برنامه‌ریزی کرده: یک مریخ‌نورد که همین حالا در مسیر سیاره سرخ است و یک فضاپیما که اواسط دهه ۲۰۲۰ به سمت یوروپا، قمر یخی مشتری می‌رود.

ناسا در نهایت بزرگ‌ترین ماموریت خود را براساس فاکتورهای گزارشی انتخاب خواهد کرد که «پژوهش ده ساله» نام دارد و هر دهه منتشر می‌شود. این مستنداتی بسیار طولانی است که توسط متخصصین علوم سیاره‌ای در سراسر جهان نوشته می‌شود. این متخصصین، به لیست کردن ماموریت‌هایی می‌پردازند که به نظرشان باید از بیشترین اهمیت و اولویت برای ناسا برخوردار باشند. گیلمور و تیمش ایده خود برای پرچمدار زهره را اواخر سال پیش ارائه و هزینه‌ها را حدودا ۳.۷ میلیارد دلار پیش‌بینی کرده‌اند.

در ماه‌ها و سال‌های پیش رو، داشمندانی که پژوهش ده‌ ساله را خلق می‌کنند، به بررسی تمام طرح‌های مفهومی و ایده‌ها می‌روند و به نظرات کارشناسان جامعه خود نیز راجع به اینکه بزرگ‌ترین اولویت‌ها باید چه باشد گوش می‌دهند. اما شانسی وجود دارد که با کشف فسفین، کار گیلمور و تیمش در این بررسی‌ها بیشتر به چشم بیاید.

گیلمور می‌گوید: «هدف ما با پرچمدار زهره این بود که آن را به بالاترین نقطه در پژوهش ده ساله برسانیم. یکی از بزرگ‌ترین‌ اهداف ناسا، یافتن حیات در منظومه شمسی است. و تشخیص فسفین باعث می‌شود زهره در قلمروی سیاره‌هایی باشد که باید آن‌ها را زیست‌پذیر به حساب بیاوریم».

با تمام هیجان و برنامه‌ریزی‌ها،‌ واضح است که در سال‌های پیش رو چشم‌ها به سیاره زهره خواهد بود. و مهم نیست چه می‌شود، در نهایت قرار است اطلاعات بسیار بیشتری راجع به سیاره بغلی‌مان به دست آوریم.

حمله هکری علیه زنجیره تامین آمریکا توسط یک شرکت آنتی ویروس چینی

..

وزارت دادگستری آمریکا این هفته اعلام کرد که ۷ تبعه چینی برای مدت بیش از یک دهه بالغ بر ۱۰۰ شرکت های-تک یا حوزه گیمینگ را هدف حملات هکری قرار داده اند. دولت آمریکا ادعا این کند این مردان با کمک ایمیل حملات فیشینگ یکپارچه ای را علیه اهداف خود از جمله «زنجیره تامین» انجام داده اند تا از این طریق دیتای متعلق به شرکت ها و مشتریان آنها را سرقت کنند. یکی از هکرهایی که اسمش اعلام شده پیشتر مالک یک شرکت آنتی ویروس چینی بوده است.

اسناد شکایت نشان می دهند که این هفت مرد بخشی از یک گروه هکری به نام APT41 بوده اند که با نام های دیگری نظیر Barium، Winnti، Wicked Panda و Wicked Spider نیز فعالیت می کرده است. این گروه پس از آنکه به هدف مورد نظرش نفوذ می کرد سورس کد، گواهینامه های امضای کد نرم افزاری، دیتای حساب های کاربری و دیگر اطلاعاتی که ممکن است روزی به کارشان بیاید یا قابلیت فروش داشته باشد را سرقت میکرد.

فعالیت های APT41 از اواسط دهه ۲۰۰۰ میلادی تا به امروز ادامه داشته است. اوایل امسال نیز ارتباط آن با یک کمپین بدافزاری روشن شد که اقدام به بهره برداری از آسیب پذیری های جدید در محصولات شبکه پرکاربرد از جمله روترهای دی لینک یا سیسکو می کرد. شرکت امنیتی Fire Eye از این حمله هکری با نام یکی از گسترده ترین کمپین ها توسط جاسوسان چینی یاد کرد که طی سال های اخیر مشاهده شده است.

آنتی ویروس چینی

دولت آمریکا ادعا می کند که این گروه با توسعه بدافزار و همچنین استفاده از منابع وبسایت های به شکل غیرقانونی و پنهانی برای استخراج رمزارز، تامین مالی فعالیت های خود را انجام می داده است.

علاوه بر این، این گروه خلافکار شرکت های سازنده بازی های ویدیویی و مشتریان آنها را هدف قرار داده تا اقلام دیجیتالی آنها از قبیل پاور را که امکان فروش دارند به سرقت ببرد.

APT41 بدافزار خود را درون رزومه های ساختگی پنهان می کرد و در ادامه آنها را برای اهداف خود ارسال می کرد. این شرکت همچنین حملات پیشرفته تری را علیه زنجیره تامین کلید می زد و مثلا پس از هک کردن شرکت های نرم افزاری نسخه تغییر یافته از بدافزار خود را درون محصولات آن شرکت قرار می داد.

شرکت نرم افزاری قربانی که از تغییرات در محصولات خود آگاهی نداشت در ادامه نرم افزارهای آلوده را به مشتریان شخص ثالث خود می فروخت و آنها نیز بی اطلاع از همه چیز نرم افزار را روی سیستم خود نصب می کردند.

یکی از متهمان این پرونده که تان دیلین نام دارد و حالا ۳۵ ساله است در سال ۲۰۱۲ نیز به خاطر پرونده یک آنتی ویروس چینی به نام Anvisoft در سرخط خبرها قرار گرفت. در آن زمان محصول یاد شده بعد از بررسی فروشنده های آنتی ویروس ایمن خوانده شد. Anvisoft ادعا می کرد که دفتر اصلی اش در کالیفرنیا قرار دارد اما بعد از بررسی ها مشخص شد که این شرکت در منطقه چنگدو از استان سیچوان چین تاسیس شده است.

پس از بررسی های دقیق تر مشخص شد که دامنه وبسایت این شرکت توسط تان دیلین ثبت شده است؛ یک هکر بدنام چینی که با نام های مختلفی نظیر Wicked Rose و Withered Rose شناخته می شد.

او در واقع رهبر یک تیم چهار نفره از هکرهای گروه NCPH بود که در سال ۲۰۰۶ میلادی تولکیتی را برای بهره برداری از آسیب پذیری موجود در مایکروسافت ورد ساخت و سپس از یک حمله گسترده DoD در خاک آمریکا از آن استفاده نمود.

تصاحب Arm توسط انویدیا چگونه دنیای فناوری را متحول می‌کند؟

..

یکی از بزرگترین دادوستدهای تاریخ چند ده ساله صنعت چیپست این روزها با خرید Arm توسط انویدیا در جریان است. جالب اینجاست این قرارداد ۴۰ میلیارد دلاری که شامل حتی یک تراشه فیزیکی هم نمی‌شود، می‌تواند صنعت موبایل و کامپیوتر را دگرگون کند.

«انویدیا»، غول حوزه کارت گرافیک و رهبر بازار هوش مصنوعی تنها یک امضا با خرید یکی از بزرگترین شرکت‌های طراحی پردازنده در دنیا فاصله دارد. هرچند تعداد انگشت شماری با نقش پررنگ Arm در دنیای فناوری آشنایی دارند اما چنان قدرتی پشت آن نهفته که بسیاری، از جمله هم‌بنیانگذار Arm درباره عواقب تصاحب این شرکت توسط انویدیا هشدار می‌دهند.

برای درک تاثیر Arm کافی است بدانید تقریبا تمام موبایل‌های دنیا با پردازنده کوالکام، اگزینوس، کرین یا سری A اپل تحت مجوز معماری این شرکت تولید می‌شوند. در برخی موارد GPU و واحد پردازش عصبی هم بر پایه طرح‌های مهندسان این شرکت بریتانیایی توسعه پیدا می‌کنند.





انویدیا خرید ARM از سافت بانک را تایید کرد؛ قراردادی به ارزش ۴۰ میلیارد دلار

اپل و چند شرکت‌ معدود دیگر مجوزهای خاصی را از Arm خریده‌اند که امکان سفارشی سازی طراحی پردازنده را به آنها می‌دهد. کمپانی‌های بسیار دیگری از جمله کوالکام اما از طراحی آماده استفاده کرده و با اضافه کردن قطعات دیگر چیپستی مثل اسنپدراگون را تولید می‌کنند. به عبارت دیگر پیشرفت سریع و خیره کننده صنعت موبایل در ۱۵ سال گذشته مدیون Arm است.

تاثیر این شرکت البته بسیار گسترده‌تر از گوشی‌های هوشمند است. این شرکت با برند «نئو» در حوزه دیتا سنتر و سرور هم فعالیت چشمگیری دارد. در زمینه پردازنده‌های لپ تاپ و کامپیوتر هم آنچنان عملکرد درخشانی دارد که اپل تصمیم گرفته پس از سال‌ها استفاده ازپردازنده‌های اینتل را کنار گذاشته و به معماری Arm روی بیاورد.

مزایای این معماری از جمله مصرف کمتر انرژی و توان پردازش فوق العاده باعث این تصمیم از سوی اپل شده اما آنها تنها شرکتی نیستند که این رویه را در پیش گرفته‌اند و مدتی است که شاهد توسعه سیستم‌های ویندوزی مبتنی بر پردازنده‌های Arm هستیم. از پتنت‌های این شرکت انگلیسی در زمینه دستگاه‌های اینترنت اشیاء هم به وفور استفاده می‌شود و در واقع کم و بیش رد پای آنها در هر گوشه‌ای از این کره خاکی به چشم می‌خورد.

همین نقش گسترده در صنعت چیپست باعث شده Arm چشم انویدیا را بگیرد و حاضر شود برای به چنگ آوردنش ۴۰ میلیارد دلار هزینه پرداخت کنند. Arm علی رغم داشتن ده‌ها مشتری مثل اپل، کوالکام، مدیاتک، سامسونگ و هواوی همیشه مثل سوییس بی طرفی خود را حفظ کرده و از قدرتش برای تضعیف یا تقویت یک طرف استفاده نکرده است، حالا اما بسیاری نگرانند که پس از تصاحب آن توسط انویدیا دیگر خبری از این بی‌طرفی نباشد و به اهرم فشار کمپانی آمریکایی برای رسیدن به خواسته‌هایش بدل شود.

معرفی چیپ اسنپدراگون 8cx Gen 2 5G برای لپ تاپ های مبتنی بر معماری ARM

با این حال برخی دیگر این نگرانی‌ها را به خاطر عدم همپوشانی کسب و کارهای Arm و انویدیا بی‌دلیل می‌دانند. به گفته آنها انویدیا در بازار موبایل حضور ندارد و علی رغم چند تلاش ناموفق در گذشته اساسا پردازنده خاصی هم تولید نمی‌کند. در واقع این انویدیا است که از مجوزهای Arm استفاده می‌کند چون شرکت بریتانیایی دارای حق مالکیت فکری و طراحی چیپ GPU و واحد پردازش عصبی است و حتی با انویدیا در بازار دیتاسنتر رقابت می‌کند. حضور Arm البته در این زمینه‌ها چندان پررنگ نیست. دیگر تفاوت آنها به مدل کسب و کاری برمی‌گردد که در آن Arm بدون تولید فیزیکی تنها طراحی IP تراشه را می‌فروشد اما طرف دیگر چیپ‌ها را پس از تولید به دست خریدار می‌رساند.

علی رغم این ادعا بزرگترین تهدیدی که در پس پرده این داد و ستد رخ می‌دهد ترکیب این دو قدرت با یک دیگر است. همانطور که گفتیم حوزه‌های کاری آنها با هم فرق دارد و از اینرو انویدیا با خرید Arm وارد بازارهایی می‌شود که پیش از آن در حضور نداشته است. همانطور که «جنسن هوانگ»، مدیرعامل انویدیا می‌گوید این معامله به آنها امکان گسترش پروژه‌های هوش مصنوعی به بسیاری از حوزه‌های دیگر را می‌دهد.

علاوه بر این آنها پس از مدت‌ها می‌توانند به رویای شکست خورده قدرت‌نمایی در زمینه پردازنده نیز جامه عمل بپوشانند. چنین قدرتی باعث نگرانی رقبای اصلی انویدیا از جمله اینتل و AMD و حتی دیگر مشتریان وفادار Arm می‌شود که به شکل محدودتر با انویدیا رقابت دارند. شاید این شرکت واقعا قصد کنار زدن اینتل را هم نداشته باشد اما تردیدی نیست که تاثیری بلندمدت در کسب و کار تیم آبی برجای خواهد گذاشت و به همین خاطر جای تعجبی ندارد اگر اینتل با این داد و ستد مخالفت کند.

اپل در WWDC 2020 جایگزینی پردازنده‌‌های اینتل با ARM را رسما اعلام می‌کند

در مورد اپل هم آنها تا کنون به استفاده کارت‌های گرافیک یا پردازشگرهای گرافیکی انویدیا علاقه‌ای نشان نداده‌اند اما به تازگی به معماری Arm سوییچ کرده‌اند. با توجه به سرمایه‌گذاری هنگفت اپل در سفارشی‌سازی معاری Arm برای آیفون و آیپد و یکپارچه‌سازی آنها با کامپیوترهای مک بعید است از تصمیم خود برگردند. با این حال باید منتظر ماند و دید پس از تصاحب Arm توسط انویدیا اپل چه واکنشی نشان خواهد داد.

این معامله از نظر ژئوپلتیکی هم تاثیر زیادی بر صنعت چیپست چین خواهد داشت؛ صنعتی که همین حالا هم با چالش‌های بسیاری دست به گریبان است. Arm پس از ماجرای تحریم هواوی همکاری خود با «های سیلیکون»، زیر مجموعه نیمه هادی این شرکت را محدود کرد اما تصاحب کامل آن توسط شرکتی آمریکایی به هیچ عنوان باب میل پکن نیست و می‌تواند شرایط را از آنچه که هست تیره‌تر سازد. بنابراین بعید نیست رگولاتوری چین بر سر راه این قرار سنگ‌اندازی کند.

گفتنی است با توجه به گستردگی دامنه کاری این دو شرکت آنها باید نظر موافق رگولاتوری‌ها در چندین کشور جلب کنند که احتمالا ۱۸ ماه طول خواهد کشید

مساله فقط به چین محدود نیست و خود بریتانیا هم  Arm را تاجی بر سر صنعت فناوری خود می‌داند و حساسیت بی سابقه‌ای نسبت به فروش آن به کشوری دیگر نشان داده است. با این حال از آنجا که ۴ سال قبل سافت بانک به عنوان گروهی ژاپنی کنترل Arm را دست دارد و انویدیا هم در حرکتی هوشمندانه یک مرکز تحقیق و توسعه مهم در بریتانیا بنا کرده؛ احتمالا این حساسیت مانع از انعقاد قرار داد نخواهد شد.

هم‌بنیانگذار ARM کمپینی برای حفظ استقلال این شرکت راه انداخت

از نظر فناوری مسائل متعدد دیگری را هم باید در نظر گرفت. برخی بر این باورند که پس از امضای قرارداد مشتریان Arm به سوی معماری چیپ متن باز RISC-V سوق پیدا می‌کنند که به چالشی برای Arm بدل می‌شود. هرچند تا کنون از این معماری بیشتر در میکروکنترلرهای سطح پایین استفاده شده که برای کسب و کار پی‌سی، موبایل و سرور Arm تهدیدی محسوب نمی‌شود اما در بلندمدت و با استفاده بیشتر از آن RISC-V می‌تواند به تهدیدی بزرگتر بدل شود.

موضوع دیگر به اثرگذاری این دو شرکت بر محصولات هم مربوط می‌شود. یکی از بزرگترین مزایای معماری Arm در پردازنده و پردازشگر گرافیکی کم مصرف بودن آن است و این درحالی است که کارت‌های گرافیک انویدیا علی رغم خیره قدرت خیره کننده از نظر صرفه جویی در مصرف انرژی اصلا شهرت خوبی ندارند.

ادغام آنها اما می‌تواند تجربه و دانش Arm در کاهش مصرف انرژی را به مهندسان انویدیا منتقل کرده به تولید نسل جدیدی از کارت ‌های گرافیک کارامد اما کم مصرف منجر شود. از طرف دیگر انویدیا هم می‌تواند دانشش را در اختیار طرف مقابل قرار داده و به ارتقای توان پردازش موبایل و پی‌سی کمک کند. شاید این سناریو کمی دور از دسترس به نظر برسد اما لپ‌تاپ‌هایی باریک و فوق العاده کم مصرفی را تصور کنید که با وزن کمتر از یک‌ کیلوگرم توان اجرای سنگین‌ترین بازی‌ها و رندهای گرافیکی را داشته و در عین شارژدهی بسیار مطلوبی داشته باشند. البته از آنجا که این محصولات با دلار ۲۷ هزار تومانی از دسترس ما ایرانی‌ها خارج است، بهتر است آنرا تصور هم نکنیم.

مزایای ترکیب این دو قدرت به لپ‌تاپ محدود نمی‌شود و نوید توسعه پردازنده، پردازشگر گرافیکی، واحد پردازش عصبی و هوش مصنوعی را می‌دهد که صنایع خودروسازی، خانه هوشمند، رباتیک۷ هوافضا و شاخه‌های دیگر را از اساس دگرگون می‌سازد.

اخترشناسان نشانه‌های حیات را در اتمسفر سیاره زهره کشف کردند

..

تیمی از اخترشناسان باور دارند که نشانه‌هایی از حیات در اتمسفر سیاره زهره پیدا کرده‌اند که دستاورد مهمی محسوب می‌شود و واکنش مدیر ناسا را نیز در پی داشته است.

این تیم مقاله‌ای دو صفحه‌ای منتشر کرده و در آن شناسایی ترکیب شیمیایی «فسفین» در اتمسفر ضخیم سیاره زهره را شرح داده است. به باور آن‌ها، فسفین ممکن است توسط میکروارگانیسم‌های زنده در نوعی از زیست‌کره بیگانه تولید شده باشد.

اخترشناس دانشگاه «کاردیف ولز»، «جین گریوز» برای اولین بار در سال ۲۰۱۷ این ترکیب شیمیایی را در زهره شناسایی کرد. در مارس ۲۰۱۹ دانشمندان با استفاده از تلکسوپی قدرتمند در شیلی، چنین کشفی را تایید کردند. آن‌ها فسفین را در سطح ۵ تا ۲۰ قسمت در هر میلیارد کشف کردند که هزاران برابر بیشتر از مقدار آن در اتمسفر زمین است. با وجود چنین موضوعی، پژوهش آن‌ها به علت شیوع ویروس کرونا و مدت زمان محدودی که زهره از افق زمین می‌گذرد، قطع شد.

در حال حاضر دانشمندان موفق به جمع آوری هیچ‌گونه میکروارگانیسم از سیاره زهره نشده‌اند و حتی نتوانسته‌اند از آن‌ها عکس بگیرند. پژوهشگران از این موضوع اطلاع دارند که نور به طور مداوم فسفین را تجزیه می‌کند، بنابراین باید دوباره پر شوند.

سیاره زهره

به صورت تئوری، میکروب‌ها می‌توانند چنین کاری را انجام دهند، اما برخی دانشمندان هنوز متقاعد نشدند که فسفین توسط زندگی بی‌هوازی تولید می‌شود. هم اکنون هیچ دانشمندی توضیح خاصی برای این موضوع ندارد.

یافته‌های جدید اخترشناسان تحقیقات پیرامون زندگی فرازمینی روی زهره را افزایش می‌دهد. تا به امروز دانشمندان توجه چندانی به این سیاره نداشتند و زندگی فرازمینی را روی آن جستجو نمی‌کردند، در حقیقت بیشتر تمرکزها روی مریخ و سفر به سیاره سرخ بوده است.

مدیر ناسا، «جیم برایدنستاین» به این کشف دانشمندان واکنش نشان داده و اعلام کرده که کشف زندگی روی این سیاره باید به یک اولویت تبدیل شود. به گفته برایدنستاین، کشف فسفین مهمترین پیشرفت در زمینه ایجاد زندگی خارج از زمین است. باید به این نکته اشاره کنیم که در گذشته چندین سازمان فضایی تحقیقاتی پیرامون این سیاره انجام داده‌اند که ناسا یکی از آن‌ها محسوب می‌شود.



۱۰ اشتباه رایج هنگام صحبت راجع به سخت‌افزار کامپیوتر

..

درحالی که تکنولوژی با سرعتی غیر قابل در حال پیشرفت است، بعضی از اوقات، شائبه‌ها و تصورات اشتباه راه‌شان را به دایره دانش ما باز می‌کنند. در این مقاله قصد داریم به مرور برخی از رایج‌ترین اشتباهاتی بپردازیم که مردم هنگام صحبت راجع به سخت‌افزارهای کامپیوتر مرتکب می‌شوند. در هر مورد، برداشت عمومی اشتباه را تشریح کرده‌ایم و توضیح‌ داده‌ایم که چرا این ذهنیت غلط است.

۱. مقایسه پردازنده‌ها براساس تعداد هسته و سرعت کلاک

اگر دنیای تکنولوژی را برای مدتی نسبتا طولانی دنبال کرده‌اید، قطعا حداقل یک بار چنین مقایسه‌ای به گوش‌تان خورده است: «پردازنده الف ۴ هسته دارد که با فرکانس کاری ۴ گیگاهرتز عمل می‌کنند. پردازنده ب ۶ هسته دارد که با فرکانس کاری ۳ گیگاهرتز عمل می‌کنند. از آن‌جایی که ۴x۴=۱۶ و ۶x۳=۱۸، بنابراین پردازنده ب بهتر است». بیان جمله، یکی از گناهان کبیره دنیای سخت‌افزار به حساب می‌آید. بی‌شمار متغیر و پارامتر مختلف هنگام مقایسه پردازنده‌ها به این شکل پدید می‌آید.

اگر همین فرض را درست بپنداریم و ضمنا تمام مشخصه‌های دیگر دو پردازنده را کاملا برابر در نظر بگیریم، پردازنده‌ای که ۶ هسته داشته باشد از همان طراحی با ۴ هسته سریع‌تر است. به همین ترتیب، پردازنده‌ای ۴ گیگاهرتزی از چیپی یکسان با فرکانس ۳ گیگاهرتز سریع‌تر خواهد بود. ولی وقتی پیچیدگی چیپ‌های واقعی و مدرن را در بحث دخیل کند، چنین مقایسه‌هایی کاملا بی‌معنی می‌شوند.

برخی وظایف کامپیوتری به فرکانس بالاتر نیاز دارند و برخی هم به هسته‌های بیشتر. یک پردازنده شاید آنقدر انرژی بیشتری مصرف کند که بهبود پرفورمنس بی‌ارزش جلوه کند. یک پردازنده شاید کش بیشتری نسبت به دیگری داشته باشد، یا یک خط لوله بهینه‌تر. لیست فاکتورهایی که در این ذهنیت دخیل نشده بسیار بلندبالا است. لطفا هیچوقت پردازنده‌ها را به این شکل با یکدیگر مقایسه نکنید.

۲. سرعت کلاک مهم‌ترین شاخص پرفورمنس است

در ادامه‌ی بحثی که راجع به تصور غلط پیشین مطرح کردیم، لازم است درک کنید که سرعت کلاک همه‌چیز نیست. دو پردازنده که قیمت حدودا یکسانی داشته و از فرکانس کاری مشابه بهره‌ می‌گیرند، می‌توانند پرفورمنسی کاملا متفاوت از دیگری داشته باشند.

بدون تردید سرعت هسته تاثیر خودش را روی پرفورمنس می‌گذارند، اما از جایی به بعد، فاکتورهای دیگری به میدان می‌آیند که تاثیر بزرگ‌تری می‌گذارند. پردازنده‌ها ممکن است زمان زیادی را صرف منتظر باقی ماندن برای دیگر اجزای سیستم کنند، بنابراین فضای کش و معماری شدیدا مهم است. با این‌ها می‌توان وقت تلق شده را کاهش داد و به پرفورمنس بالاتر در پردازنده رسید.

معماری کلی سیستم می‌تواند نقشی اساسی در تمام ماجرا ایفا کند. کاملا محتمل است که یک پردازنده کُند که معماری داخلی‌اش بهتر بهینه‌سازی شده، دیتای بیشتری را نسبت به یک پردازنده سریع پردازش کند. در طراحی‌های جدید، عملکرد بر وات به فاکتوری قابل اتکاتر برای کمیت‌سنجی پرفورمنس تبدیل شده است.

۳. اصلی‌ترین چیپی که به دستگاه قوت می‌رساند، پردازنده است

این چیزیست که قبلا کاملا حقیقت داشت، اما با گذشت هر روز، از میزان صحت آن کاسته می‌شود. بسیاری از ما عادت داریم که بسیاری از کارکردهای مختلف را به «سی‌پی‌یو» یا «پردازنده» مرتبط بدانیم، اما حقیقت متفاوت است. ترند کنونی در دنیای سخت‌افزار، «پردازش ناهمگن» است و شامل ترکیب کردن بسیاری از المان‌های پردازشی درون چیپی واحد می‌شود.

اگر به صورت کلی صحبت کنیم، چیپ موجود در اکثر سیستم‌های دسکتاپ و لپ‌تاپ، پردازنده است. اما در هر دستگاه الکترونیکی دیگری، خبری از پردازنده در معنای سنتی‌اش نیست و در واقع از «سیستم بر چیپ» (SoC) استفاده شده است.

مادربرد یک کامپیوتر دسکتاپ به فضای کافی برای اتصال انبوهی‌ از چیپ‌های مختلف که هرکدام وظیفه‌ای خاص دارند دسترسی دارد. اما چنین کاری روی بسیاری از دیوایس‌های دیگر مانند موبایل‌ها و تبلت‌ها امکان‌پذیر نیست. کمپانی‌های تکنولوژی، امروز به دنبال افزودن بیشترین کارایی ممکن درون چیپی واحد هستند تا به پرفورمنس بالاتر و بهینگی بیشتر در مصرف انرژی دست پیدا کنند.

علاوه بر پردازنده، سیستم بر چیپ موجود در موبایل شما شامل پردازشگر گرافیکی، رم، انکودر/دیکودر تصویر، مودم، سیستم مدیریت انرژی و دوجین قطعه دیگر نیز می‌شود. اگرچه به عنوان یک غلط مصطلح می‌توانید به تمام این‌ها به چشم پردازنده نگاه کنید، اما پردازنده یا سی‌پی‌یو تنها یکی از بخش‌های سیستم‌های بر چیپ امروزی است.

۴. تکنولوژی گره و ابعاد می‌توانند برای مقایسه کارآمد باشند

اخیرا اخبار زیادی راجع به تاخیر اینتل در استفاده از تکنولوژی گره (Node) نسل بعدش به گوش‌مان رسیده است. وقتی یک تولیدکننده چیپ مثل اینتل یا AMD محصولی طراحی می‌کنند، تولید آن چیپ با یک فرایند خاص صورت می‌گیرد. رایج‌ترین معیار برای سنجش فرایند، ابعاد ترانزیستورهای بسیار ریزی است که محصول را به وجود می‌آورند.

این سنجش براساس «نانومتر» انجام می‌شود و رایج‌ترین فرایندهای تولید، به صورت ۱۴ نانومتر، ۱۰ نانومتر، ۷ نانومتر و ۳ نانومتر انجام می‌شوند. کاملا منطقی است که بتوانید نسبت به یک چیپ ۱۴ نانومتری، دو برابر ترانزیستور بیشتر را در یک چیپ ۷ نانومتری جای دهید، اما این موضوع لزوما حقیقت ندارد. فاکتورهای زیادی در این موضوع دخیل هستند و بنابراین تعداد ترانزیستورها و به تبع آن، قدرت پردازشی به صورت تصاعدی و همگام با ابعاد تکنولوژی افزایش نمی‌یابد.

یک موضوع مهم دیگر اینست که هیچ سیستم استانداردی برای سنجش به این شکل نداریم. کمپانی‌های بزرگ قبلا محصولات‌شان را به این شکل می‌سنجیدند، اما اکنون هرکدام مسیری نسبتا متفاوت نسبت به دیگری در پیش گرفته‌اند و سنجش را به طرف اندک متفاوتی انجام می‌دهند. همه این‌ها را گفتیم تا برسیم به اینکه ابعاد چیپ نباید هنگام مقایسه معیار باشد. وقتی دو چیپ درون نسلی یکسان داریم، چیپ کوچک‌تر قرار نیست مزیت چندانی نسبت به دیگری داشته باشد.

۵. مقایسه پردازشگرهای گرافیکی براساس تعداد هسته

هنگام مقایسه پردازنده (سی‌پی‌یو) و پردازشگر گرافیکی (جی‌پی‌یو)، بزرگ‌ترین تفاوت در تعداد هسته‌های هرکدام ظاهر می‌شود. پردازنده‌ها تنها چند هسته بسیار قدرتمند دارند اما پردازشگرهای گرافیکی از صدها یا هزاران هسته با قدرت کمتر تشکیل شده‌اند. به این ترتیب، پردازشگرهای گرافیکی می‌توانند کارهای بیشتری را به صورت موازی به انجام برسانند.

درست همانطور که پردازنده چهار هسته‌ای یک شرکت می‌تواند پرفرومنسی بسیار متفاوت از پردازنده چهار هسته‌ای یک شرکت دیگر داشته باشد، این موضوع راجع به پردازشگرهای گرافیکی هم مصداق دارد. هیچ راه خوبی برای مقایسه تعداد هسته‌ها در پردازشگرهای گرافیکی شرکت‌های مختلف وجود ندارد. هر تولیدکننده معماری متفاوتی در پیش می‌گیرد و بنابراین چنین معیارهایی، بی‌معنی می‌شوند.

برای مثال، یک شرکت شاید هسته‌های کمتر و قابلیت‌های بیشتر را ترجیح دهد و شرکتی دیگر مسیر عکس را در پیش بگیرد. البته اگر مشغول مقایسه پردازشگرهای گرافیکی متعلق به یک شرکت و یک خانواده باشید، چنین مقایسه‌ای کاملا قابل قبول است.

۶. فلاپس معیاری صحیح برای سنجش پرفورمنس است

هنگام معرفی و عرضه یک چیپ قدرتمند یا یک ابرکامپیوتر، نخستین چیزی که در تبلیغات روی آن تاکید می‌شود، خروجی سخت‌افزار براساس «فلاپس» است. فلاپس مخفف «عملیات‌های نقاط شناور بر ثانیه» است و معیاری بر اینکه یک سیستم چه میزان وظیفه را می‌تواند به انجام برساند.

این معیار به خودی خود بسیار سرراست به نظر می‌رسد، اما شرکت‌های تولیدکننده سخت‌افزار می‌توانند با ارقام به گونه‌ای بازی کنند که محصول سریع‌تر از آنچه واقعا هست به نظر برسد. برای مثال، پردازش ۱.۰ + ۱.۰ به مراتب آسان‌تر از ۱۲۳۴.۵۶۷۸ + ۸۷۶۵.۴۳۲۱ است. کمپانی‌ها می‌توانند محاسبات و میزان دقت آن‌ها را دستکاری کنند تا ارقام‌شان بهتر از آب درآید.

با چشم دوختن به فلاپس به عنوان تنها معیار پردازش در سی‌پی‌یو و جی‌پی‌یو، بی‌شمار فاکتور دیگر مانند پهنای باند حافظه را نادیده گرفته‌اید. این را هم حواس‌تان باشد که کمپانی‌ها می‌توانند بنچمارک‌هایشان را برای سخت‌افزار بهینه کنند تا ارقامی دروغین به دست آید.

۷. آرم چیپ می‌سازد

تقریبا تمام سیستم‌هایی که انرژی کمی مصرف می‌کنند، تا حدودی قوت‌ گرفته از پردازنده ARM هستند. اما چیزی که دانستن‌اش بسیار مهم است اینکه آرم خودش چیپ‌های فیزیکی نمی‌سازد. این شرکت در عوض به طراحی چیپ‌ها پرداخته و نقشه ساخت آن‌ها را در اختیار شرکت‌های دیگر قرار می‌دهد تا خودشان به تولید آن روی بیاورند.

برای مثال، سیستم بر چیپ A13 موجود در آیفون، از معماری آرم بهره‌مند است اما توسط اپل طراحی شده. مثل اینست که به یک نویسنده یک لغت‌نامه بدهید و از او بخواهید چیزی بنویسد. نویسنده باید از خط مشی چگونگی استفاده از کلمات پیروی کند، اما در عین حال می‌تواند راجع به هرچیزی که دلش می‌خواهد بنویسد..

با فروش لایسنس مالکیت‌های معنوی‌اش، شرکت آرم به امثال اپل، کوالکام، سامسونگ و بسیار دیگر اجازه می‌دهد که از چیپ‌هایش بسته به نیازهایشان استفاده کنند. به این ترتیب، چیپی که برای یک تلویزیون طراحی شده می‌تواند روی انکود و دیکود تصاویر متمرکز باشد و چیپی که طراحی شده تا داخل ماوس وایرلس قرار بگیرد، روی کاهش مصرف انرژی. و چیپ آرم موجود در ماوس نیازی به پردازشگر گرافیکی یا یک پردازنده قدرتمند ندارد.

از آن‌جایی که تمام پردازنده‌های مبتنی بر آرم از هسته مشترکی در طراحی بهره می‌برند، قادر به اجرای اپلیکیشن‌هایی یکسان نیز هستند. بنابراین کار توسعه‌دهندگان آسان شده و یکپارچگی پلتفرم‌ها دائما افزایش می‌یابد.

۸. ARM در برابر x86

ARM و x86 دو معماری مبتنی بر دستورالعمل برجسته هستند که چگونگی کارکرد سخت‌افزار کامپیوترها و همینطور چگونگی تعامل با آن‌ها را تعیین می‌کنند. آرم پادشاه دنیای موبایل و سیستم‌های توکار است و x86 بازار لپ‌تاپ، دسکتاپ و سرور را زیر سلطه خود آورده. البته معماری‌های دیگری نیز داریم، اما آن معماری‌ها کارکردهای عمومی ندارند.

وقتی راجع به یک معماری مبتنی بر دستورالعمل صحبت می‌کنیم، در واقع داریم به طراحی داخلی پردازنده اشاره می‌کنیم. همه‌چیز مثل ترجمه کردن یک کتاب به زبانی دیگر است. می‌توانید ایده‌های کلی مطلب را حفظ کنید، اما آن‌ها را به شکلی متفاوت می‌نویسید. به این ترتیب، بعد از نوشتن یک نرم‌افزار، می‌توانید آن را به گونه‌ای تدوین کنید که روی پردازنده x86 به اجرا درآید یا به گونه‌ای دیگر که روی آرم اجرا شود.

آرم از چند جهت، با x86 تفاوت دارد و به همین خاطر توانسته دنیای موبایل را مال خود کند. برجسته‌ترین تفاوت میان این دو، میزان انعطاف‌پذیری و تکنولوژی‌هایی است که با خود به ارمغان می‌آورند. ساخت یک پردازنده آرم مثل این می‌ماند که یک مهندس با اسباب‌بازی لگو بازی کند. آن‌ها می‌توانند هر قطعه‌ای که نیاز دارند را برداشته و بهترین پردازنده را برای مصارف خود بسازند. آیا چیپی نیاز دارید که بتواند انبوهی از ویدیوها را پردازش کند؟ می‌توانید به سراغ پردازشگر گرافیکی قدرتمندتر بروید. نیاز به امنیت و کدگذاری دارید؟ می‌توانید از شتاب‌دهنده‌های مخصوص بهره بگیرد.

تمرکز آرم بر فروش لایسنس تکنولوژی به جای فروش چیپ‌های فیزیکی، اصلی‌ترین دلیل موفقیت معماری آن‌ها بوده است. اینتل و AMD در این حوزه بسیار دیر عمل کردند و خلایی به وجود آوردند که تبدیل به فرصتی برای آرم شد.

حالا که صحبت از اینتل شد، این شرکت عمدتا از معماری x86 استفاده می‌کند و گرچه آن‌ها سازنده‌اش هستند، اما AMD هم به استفاده از آن روی آورده. اگر جایی چشم‌تان به عبارت x86-64 خورد، صرفا به ورژن ۶۴ بیتی x86 اشاره شده است. اگر به صورت مداوم از ویندوز استفاده کنید، احتمالا برایتان این سوال پیش آمده که چرا دو فولدر به نام‌های «Program Files» و «Program Files (x86)» داریم. موضوع به این خاطر نیست که نخستین فولدر از x86 استفاده نمی‌کند، موضوع فقط اینست که این فولدر برخلاف فولدر دوم، ۳۲ بیتی است.

یک برداشت اشتباه دیگر هنگام مقایسه آرم و x86، نسبت عملکرد آن‌هاست. گفتنش سخت نیست که پردازنده‌های x86 همواره سریع‌تر از پردازنده‌های آرم هستند و به همین خاطر، هیچوقت پردازنده‌های آرم را در سیستم‌های بسیار قدرتمند نمی‌بینیم. اما این مقایسه منصفانه نیست. تمام فلسفه طراحی آرم، تمرکز بر بهینگی و کاهش مصرف انرژی است. آرم به x86 اجازه موفقیت در بازار سیستم‌های پیشرفته را داده چون اصلا در آن بازار فعالیتی نمی‌کند. درحالی که اینتل و AMD روی بیشینه پرفورمنس با x86 متمرکز هستند، آرم پرفورمنس را به بیشترین میزان به ازای هر وات می‌رساند.

۹. پردازشگرهای گرافیکی سریع‌تر از پردازنده‌ها هستند

طی چند سال اخیر، شاهد افزایش چشمگیر پرفورمنس و نفوذ پردازشگرهای گرافیکی بوده‌ایم. بسیاری از وظایف کامپیوتری که قبلا توسط پردازنده انجام می‌شدند حالا زیر دست پردازشگر گرافیکی قرار می‌گیرند تا از مزیت پردازش موازی برخوردار شوند. به این ترتیب، در وظایفی که نیازمند پردازش موازی چندین کار کوچک هستند، جی‌پی‌یو سریع‌تر از سی‌پی‌یو ظاهر می‌شود. اما این موضوع چیزی نیست که همواره مصداق داشته باشد و به همین خاطر، هنوز به پردازنده‌ها نیاز داریم.

برای استفاده صحیح از سی‌پی‌یو یا جی‌پی‌یو، توسعه‌دهنده باید کد خود را با کامپایلرها و رابط‌های برنامه‌نویسی خاص بهینه‌سازی کند. هسته‌های پردازشی داخلی یک جی‌پی‌یو که تعدادشان می‌تواند به هزاران عدد برسد، در قیاس با هسته‌های پردازنده بسیار ساده هستند. این هسته‌ها طراحی شده‌اند تا وظایف کوچکی را دوباره و دوباره به انجام برسانند.

هسته‌های سی‌پی‌یو از طرف دیگر برای مجموعه‌ای از عملیات‌های پیچیده طراحی شده‌اند. برای برنامه‌هایی که نمی‌توانند به صورت موازی پردازش شوند، پردازنده همواره گزینه‌ای بهتر است. با کامپایلر مناسب، از لحاظ فنی می‌توان کدی که برای پردازنده نوشته را روی پردازشگر گرافیکی به اجرا در آورد و بالعکس، اما مزایای واقعی تنها زمانی حاصل می‌شوند که برنامه برای پلتفرم مقصد بهینه‌سازی شده باشد. اگر قرار باشد صرفا به قیمت‌گذاری‌ها نگاه کنیم، گران‌قیمت‌ترین پردازنده‌هایی می‌توانند ۵۰ هزار دلار باشند، اما قدرتمندترین پردازشگرهای گرافیکی تنها نصف این مقدار قیمت‌گذاری شده‌اند. در مجموع، سی‌پی‌یو‌ها و جی‌پی‌یوها هرکدام در حوزه خود قدرتمند تلقی می‌شوند و هیچکدام لزوما از دیگری سریع‌تر نیست.

۱۰. پردازنده‌ها همواره سریع‌تر و سریع‌تر می‌شوند

یکی از شناخته‌شده‌ترین قواعد صنعت تکنولوژی، قانون مور است. براساس این قانون، تعداد ترانزیستورهای موجود در هر چیپ، هر دو سال یک‌بار حدودا دو برابر می‌شود. این قانون در ۴۰ سال اخیر همواره صحت داشته است، اما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که این رشد تصاعدی دیگر مثل سابق اتفاق نمی‌افتد.

می‌توانیم با خود فکر کنیم که اگر نمی‌توانیم ترانزیستورهای بیشتر را درون چیپ جای دهیم، شاید بتوانیم چیپ‌هایی بزرگ‌تر بسازیم. اما محدودیت اصلی، افزایش قدرت چیپ و در عین حال، از بین بردن حرارتی است که تولید می‌کند. چیپ‌های مدرن نیازمند جریانی معادل صدها آمپر هستند و صدها وات حرارت نیز تولید می‌کنند.

سیستم‌های ارائه انرژی و خنک کننده امروزی با محدودیت‌های فراوانی مواجه هستند و به همین خاطر نمی‌توان خیلی ساده چیپ‌هایی بزرگ‌تر ساخت. پس اگر نمی‌توانیم چیپ‌های بزرگ‌تر بسازیم، نمی‌توانیم ترانزیستورهای روی چیپ را کوچک‌تر کنیم و پرفورمنس را بالا ببریم؟ این همان چیزی است که برای مدت‌ها ذهن فعالان تکنولوژی را به خود مشغول کرده و برای چند دهه هم انجام شده. اما حالا در کوچک‌تر کردن ترانزیستورها به مشکل خورده‌ایم.

با استفاده از فرایندهای ۷ نانومتری و ۳ نانومتری، اثرات کوانتومی تبدیل به مشکل می‌شوند و ترانزیستورها به درستی رفتار نمی‌کنند. البته هنوز فضایی کمابیش برای کاهش هرچه بیشتر ابعاد ترانزیستورها وجود دارد، اما اگر دست به ابداعاتی تازه نزنیم، دیگر نمی‌توانیم آن‌ها را از این کوچک‌تر کنیم. پس اگر نمی‌توانیم چیپ‌های بزرگ‌تر بسازیم و اگر نمی‌توانیم ترانزیستورها را کوچک‌تر کنیم، آیا امکان دارد که ترانزیستورهای فعلی را سریع‌تر کنیم؟ این هم حوزه‌ای است که در گذشته منافع زیادی برایمان به همراه داشته اما حالا دارد به بن‌بست می‌خورد.

درحالی که سرعت پردازنده طی نسل‌های اخیر افزایش یافته، برای نزدیک به یک دهه در رنج فرکانس ۳ الی ۵ گیگاهرتز گیر کرده‌ایم. این به خاطر ترکیبی از فاکتورهای مختلف است. مشخصا یکی از دلایل عدم افزایش فرکانس کاری، مصرف انرژی بالاتر است. اما دلیل اصلی را می‌توان در محدودیت‌های ترانزیستورهای کوچک‌تر و همین‌طور قوانین فیزیک جستجو کرد.

وقتی ترانزیستورهای کوچک‌تر می‌سازیم، باید سیم‌هایی کوچک‌تر نیز بسازیم که آن‌ها را به یکدیگر متصل نگه دارند که این هم مقاومت را افزایش می‌دهد. ما به صورت سنتی توانسته‌ایم سرعت ترانزیستورها را از طریق کاهش فاصله میان قطعات‌شان روی چیپ افزایش دهیم، اما برخی از قطعات ترانزیستورهای امروزی تنها اندازه یک یا دو اتم از یکدیگر فاصله دارند. بنابراین فضای چندانی برای بهبود وجود ندارد.

پکن ممنوعیت تیک‌تاک در آمریکا را به فروش اجباری ترجیح می‌دهد

..

اپلیکیشن چینی تیک تاک طی ماه‌های اخیر بسیار خبرساز شده است. هفتم آگوست (۱۷ مردادماه) ترامپ اعلام کرد این اپلیکیشن تهدید و خطری علیه امنیت ملی آمریکا محسوب می‌شود و می‌تواند حجم زیادی از دیتای کاربران را جمع آوری و در اختیار حزب کمونیست چین قرار دهد.

درنتیجه طی فرمانی اجرایی، دستور متوقف کردن فعالیت این اپلیکیشن را در آمریکا صادر کرد. مگر آنکه شرکت چینی «ByteDance»، خدمات خود را به یکی از شرکت‌های آمریکایی بفروشد.

آخرین مهلت داده شده جهت تصمیم گیری مسدود کردن یا فروش شرکت، ۲۰ سپتامبر (۳۰ شهریورماه) تعیین شد و ترامپ تاکید کرد که مهلت دیگری در این زمینه داده نخواهد شد.

آخرین گزارش‌ها حاکی از آن است که مقامات دولت چین با فروش اجباری تیک تاک به شرکت‌های آمریکایی مخالف هستند و ترجیح می‌دهند این اپلیکیشن کلا به کار خود در این کشور پایان دهد تا به اجبار به فروش برسد.

با وجود مذاکره‌های مستمری که در این زمینه انجام شده، مقامات چین معتقدند که فروش اجباری تیک‌تاک باعث ضعیف به نظر رسیدن دولت و تیک‌تاک خواهد شد.

سخنگوی وزارت خارجه چین، «ژائو لیجیان»، در نشست مطبوعاتی اخیر خود اعلام کرد که ایالات متحده از واژه امنیت ملی برای سرکوب شرکت‌های خارجی سواستفاده می‌کند.

تیک تاک در حال بررسی شکایت از دولت ترامپ است. این شرکت معتقد است که رسیدگی درستی به موضوعات مطرح شده ومشکلات به‌وجود آمده برای شرکت صورت نمی‌گیرد. به‌عنوان اقدامی موازی و جایگزین نیز، با شرکت‌های آمریکایی از جمله مایکروسافت و اوراکل که تمایل به خرید شرکت دارند، وارد مذاکره شده است.

البته تیک تاک تنها شرکت چینی نیست که در معرض ترکش‌های جنگ آمریکا و چین قرار دارد و شرکت‌های دیگری همچون هواوی و وی‌ چت نیز با چالش‌های مشابهی روبه‌رو هستند.

پژو 508 Sport Engineered معرفی شد؛ پاک، خانوادگی و سریع

..

شیر پیر فرانسوی قرار است بعد از مدت‌ها محصولات اسپرت اما هیبریدی را روانه بازار کند تا جایگاه از دست رفته خود در بازار محصولات اسپرت را به نوعی بازیابی کند.

در سال‌های گذشته پژو فعالیت قابل قبولی را در حوزه محصولات اسپرت از خود نشان نداده و تنها محصولی با نام GTI را عرضه کرده که عموما هاچبک‌های کوچک و متوسطی همچون 208 و 308 بوده اند. به نوعی آخرین سدان اسپرت واقعی شرکت پژو را باید همان 405 Mi 16 دانست.

پژو 508 Sport Engineered

پیش از این پژو خبر از عرضه مدل‌های قدرتمند هیبریدی با نام Sport Engineered داده بود تا با عرضه نسل جدید محصولات اسپرت از سمت این شرکت روبرو باشیم.

سال گذشته در نمایشگاه ژنو کانسپت پژو 508 Sport Engineered به نمایش گذاشته شد.

این سدان قدرتمند هیبریدی از 3 موتور نیرو می‌گیرد. موتور اصلی همان موتور بنزین‌سوز مجهز به توربوشارژر با حداکثر قدرت 203 اسب بخار است که به یک موتور الکتریکی با حداکثر قدرت 111 اسب بخار کوپل شده و نیرو رسان چرخ های جلویی است. موتور الکتریکی دیگری نیز در محور عقب کار شده که توانایی تولید 203 اسب بخار را دارد و چرخ‌های عقب را به حرکت در می‌آورد.

این سدان 4 چرخ متحرک هیبریدی برای رسیدن به سرعت 100 کیلومتر بر ساعت تنها به 4.3 ثانیه زمان احتیاج دارد که حتی از مرسدس AMG C43 نیز سریع تر است.

پژو قرار بود در ماه اکتبر سال جاری به طور رسمی این محصول قدرتمند را در دو مدل سدان و واگن روانه بازار کند اما با توجه به شیوع ویروس کرونا، معرفی و عرضه این محصول مورد انتظار شرکت پژو نیز به تعویق افتاد.

در حال حاضر شرکت پژو قصد دارد مدل هیبریدی 508 را نیز در بازار عرضه کند. این مدل به احتمال زیاد از بسته باتری به ظرفیت 11.8 kWh بهره می‌برد و برد حرکتی آن در حالت تمام الکتریکی برابر با 50 کیلومتر است.

با گسترش ویروس کرونا و حذف پژو از بازار اصلی خود در خاورمیانه یعنی ایران، این شرکت روزهای سختی را پشت سر می گذارد و تمام امید این شرکت به عرضه محصولات جدید برقی و کراس اوورهای جدید آن است. در همین رابطه چندی پیش نیز فیس لیفت جدیدی معرفی شد.

سرفیس لپ‌تاپ ۱۲.۵ اینچی و اقتصادی مایکروسافت احتمالا ماه آینده معرفی‌ می‌شود

..

مایکروسافت با معرفی «سرفیس گو 2»، تبلت ویندوزی 399 دلاری ارزان قیمت، به موفقیت خوبی در بازار رسید. ظاهرا این موفقیت به همین نقطه ختم نخواهد شد و حالا ردموندی‌ها روی سرفیس لپتاپ 12.5 اینچی اقتصادی کار می‌‌کنند که احتمالا مهرماه معرفی می‌شود.

به گفته منابع آگاه، این لپتاپ سرفیس 12.5 اینچی به پردازنده نسل دهم اینتل  مجهز می‌شود. این محصول با هدف استفاده توسط دانش‌آموزان و دانشجویان طراحی شده و به‌همین دلیل قرار است با قیمت مناسب در محدوده‌ای بین قیمت سرفیس گو و سرفیس لپتاپ یعنی حدودا بین 500 و 600 دلار به بازار عرضه شود.

لپتاپ جدید با بهره‌مندی از پردازنده نسل دهم اینتل، حافظه‌ی رم 4 گیگابایتی و ظرفیت حافظه‌ داخلی 64 گیگابایتی روانه بازار خواهد شد. باتوجه بهموتجه قیمت ارزان دستگاه، احتمالا از CPU سری Y و تراشه‌های ارزان‌قیمت‌تری بهره می‌برد.

سیستم جدید با ویندوز 10 اس جعبه گشایی خواهد شد. در نتیجه کاربران می‌توانند تنها از اپلیکیشن‌های مایکروسافت استور و مروگر اج استفاده کنند.

لپتاپ سرفیس ارزان قیمت مایکروسافت قرار است با هدف استفاده در مراکز آموزشی به بازار عرضه شود. مایکروسافت درنظر دارد محصولی با قیمت ارزان ولی عملکرد خوب همراه با امنیت بالا به کاربران تحویل دهد.

براساس ادعای منابع داخلی مایکروسافت، دستگاه جدید با کد نام «Sparti»، همانند همه‌ دستگاه‌های سرفیس از کیفیت لازم برخوردار است و محصولی کامل و کاربرپسند محسوب می‌شود و حتی مایکروسافت در مورد این محصول نیز همانند سایر دستگاه‌های سرفیس به سبک بودن و قابلیت حمل و نقل آن توجه نشان داده و این موارد را نیز نادیده نگرفته است.

گزارش‌های  دیگری در کنار اطلاعات فاش‌ شده از طریق منابع آگاه حاکی از آن است که دستگاه جدید درکنار سایر محصولات سرفیس در ماه اکتبر (مهرماه) معرفی خواهد شد.

حال باید منتظر باشیم ببینم آیا سرفیس لپتاپ جدید می‌تواند فروش خوبی را برای خود رقم بزند و با استقبال خوبی مواجه خواهد شد یا خیر؟

هرآنچه باید درباره پردازنده‌های تایگر لیک اینتل بدانید

..

اینتل اخیرا از نسل یازدهم پردازنده‌های خود رونمایی کرده است. در این مطلب نگاه دقیقتری به مشخصات و ویژگی‌های پردازنده‌های تایگر لیک اینتل خواهیم داشت و آن را با پردازنده‌های AMD مقایسه خواهیم کرد.

اینتل هرساله نسل جدید پردازنده‌های Core لپ‌تا‌پ‌ها را معرفی می‌کند که در مقایسه با گذشته، عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند. حالا اینتل از جدیدترین پردازنده‌های خود موسوم به تایگر لیک رونمایی کرده که طبق ادعای این شرکت نه تنها نسبت به پردازنده‌های نسل دهم یعنی «آیس لیک» سریعتر است، بلکه عملکرد بهتری نسبت به جدیدترین پردازنده‌های لپ‌تاپ Ryzen شرکت AMD نیز دارند.

این غول دنیای فناوری ماه گذشته میلادی از ترانزیستورهای «SuperFIN» گفته بود که عملکرد پردازنده‌های تایگر لیک اینتل را بیش از بهبودهای نسلی افزایش می‌دهد. در حالی که برای بررسی دقیق این ادعا باید تا عرضه پردازنده‌های جدید صبر کنیم، فرکانس آن‌ها بالاتر از قدرتمندترین پردازنده‌های آیس لیک این کمپانی است.

malltina

اینتل از ۹ پردازنده تایگرلیک برای لپ‌تاپ‌ها رونمایی کرده که ۵ نمونه آن به هسته‌های گرافیکی جدید Xe مجهز شده‌اند. انتظار می‌رود بیش از ۱۵۰ محصول با این پردازنده‌ها توسط شرکت‌های مختلف مانند ایسوس، ایسر، دل، اچ‌پی، لنوو، ال‌جی، ریزر، سامسونگ و MSI وارد بازار شوند که البته اخیرا لپ‌تاپ‌های سوئیفت ۳ و ۵ ایسر با این پردازنده‌ها بروزرسانی شده‌اند و لنوو نیز از لپ‌تاپ‌های سری یوگا 9i با این پردازنده‌های رونمایی کرده است.

طبق ادعای اینتل، پردازنده‌های تایگر لیک در مقایسه با محصولات رقیب در زمینه ویرایش ویدیوها تا ۲.۷ برابر عملکرد سریعتری دارد و نسبت به پردازنده‌های آیس لیک، یک ساعت شارژدهی بیشتری برای دستگاه‌های مجهز به آن‌ها به همراه دارد.

فرکانس بالاتر و عملکرد سریعتر

اینتل در گذشته جزئیاتی درباره معماری مورد استفاده در پردازنده‌های تایگر لیک منتشر کرده بود، اما اطلاعاتی درباره فرکانس واقعی آن‌ها در اختیار رسانه‌ها قرار نداده بود و حالا به چنین موضوعی دسترسی داریم.

پردازنده‌های قدرتمند این نسل شامل سری «UP3» که در گذشته با نام سری «U» شناخته می‌شد، شامل ۵ تراشه از پردازنده‌ دو هسته‌ای اینتل Core i3-1115G4 گرفته تا ۴ هسته‌ای اینتل Core i7-1185G7 می‌شود. سری «UP4» که برای تبلت‌های و اولترابوک‌های سبک و باریک توسعه پیدا کرده، شامل ۴ پردازنده می‌شود که پایین‌ترین آن به ۲ هسته و بالاترین به ۴ هسته مجهز شده است.

میان پردازنده‌های تایگر لیک اینتل با اولین پردازنده‌های نسل دهم آیس لیک چندین تفاوت به چشم می‌خورد. فرکانس پایه و فرکانس توربو تک هسته‌ تمام پردازنده‌ها در مقایسه با گذشته افزایش پیدا کرده که در برخی از آن‌ها عملکرد بسیار بالاتری از خود نشان می‌دهند.

برای مقایسه می‌توان به پردازنده Core i5-1035G1 آیس لیک با اینتل Core i3-1125G4‌ تایگر لیک اشاره کرد. پردازنده اول دارای فرکانس پایه ۱ گیگاهرتز، فرکانس توربو تک هسته‌ای ۳.۶ گیگاهرتز و فرکانس توربو کلی ۳.۳ گیگاهرتز است. نمونه تایگر لیک فرکانس پایه ۲ گیگاهرتز، توربو تک هسته‌ای ۳.۷ گیگاهرتز و فرکانس توربو کلی ۳.۳ گیگاهرتز دارد. با وجود چنین تفاوت‌هایی، برای بررسی دقیق عملکرد آن‌ها باید منتظر عرضه پردازنده‌های تایگر لیک بمانیم.

تعداد پردازنده‌های تایگر لیک اینتل در مقایسه با آیس لیک کمتر شده است. تولیدکنندگان می‌توانند از پنج پردازنده UP3 تایگر لیک استفاده کنند، در حالی که ۶ نمونه چیپ Ice Lake-U وجود دارد. علاوه بر این، ۴ پردازنده UP4 به تولید می‌رسد که کمتر از ۵ پردازنده سری Y آیس لیک است.

توان طراحی حرارتی

احتمالا شاهد تفاوت قابل توجهی در توان عملیاتی نسل قدیم و جدید پردازنده‌های اینتل خواهیم بود. پردازنده‌های سری U آیس لیک توان طراحی حرارتی (TDP) اسمی ۱۵ وات تا ۲۵ وات داشتند که باعث افزایش فرکانس و همچنین عملکرد می‌شود. در حالی که اینتل به توان طراحی حرارتی ۱۲ تا ۲۸ وات پردازنده‌های جدید خود اشاره کرده، جزئیات زیادی درباره آن‌ها منتشر نکرده است.

این احتمال وجود دارد که TDP اسمی این پردازنده‌ها ‍۱۲ وات باشد یا اینکه سازندگان لپ‌تاپ با استفاده از یک ویژگی TDP را از ۱۵ وات به ۱۲ وات کاهش دهند. انتظار می‌رود اینتل امکان خرید یک پردازنده عادی را برای تولیدکنندگان فراهم کنند و آن‌ها بتوانند از آن با پیکربندی اسمی، فرکانس بالاتر یا پایینتر در محصول خود استفاده کنند.

گرافیک پردازنده‌های تایگر لیک

اطلاعات کاملی درباره گرافیک مجتمع Xe منتشر نشده، با این حال می‌دانیم قدرتمندترین پردازنده‌های تایگر لیک به ۹۶ واحد اجرایی مجهز می‌شود که نسبت به ۶۴ واحد اجرایی در پردازنده‌های آیس لیک بیشتر است، البته باید بهبودهای ناشی از استفاده از هسته‌ جدید Xe را نیز مدنظر قرار دهیم که نوید عملکرد بسیار بالاتر را می‌دهد.

علاوه بر افزایش تعداد واحدهای اجرایی و همچنین استفاده از هسته جدید، فرکانس آن نیز با افزایش همراه بوده است. واحد پردازش گرافیکی مجتمع Xe از نمایشگرهای 8K HDR یا حداکثر ۴ مانیتور 4K HDR به همراه دالبی ویژن پشتیبانی می‌کند.

اینتل در زمان معرفی پردازنده‌های جدید خود، به تفاوت عملکرد گرافیکی آن‌ها اشاره‌ای نکرد. برای مثال پردازنده اینتل Core i7-1185G7 به ۹۶ واحد اجرایی با فرکانس ۱.۳۵ گیگاهرتز مجهز شده و اینتل Core i5-1135G7 دارای ۸۰ واحد اجرایی با فرکانس ۱.۳ گیگاهرتز است. با وجود چنین تفاوت‌هایی، هردوی آن‌ها پسوند G7 را یدک می‌کشند و شامل برند Iris Xe می‌شوند.

بدون هیچ شکی پردازنده گرافیکی مورد استفاده در اینتل Core i7 عملکرد بهتری نسبت به Core i5 دارد، با این حال از روی نام و اعداد نمی‌توان به تفاوت آن‌ها پی برد و باید منتظر انتشار اطلاعات رسمی از سوی اینتل باشیم.

تایگر لیک اینتل

با توجه به اطلاعات منتشر شده، GPU مجتمع پردازنده‌های تایگر لیک اینتل قادر به اجرای اکثر بازی‌ها در رزولوشن 1080p است که یک نکته مثبت محسوب می‌شود. اینتل پردازنده گرافیکی مجتمع Xe را با گرافیک Vega مورد استفاده در Ryzen 7 4800U و کارت گرافیک مجزای انویدیا جی‌فورس MX350 مقایسه کرده که در تمام بازی‌ها عملکرد بهتری نسبت به نماینده AMD داشته و در برخی از آن‌ها نیز بهتر از MX350 ظاهر شده است.

مقایسه GPU اینتل با AMD

تایگر لیک اینتل

مقایسه GPU اینتل با انویدیا MX350

حافظه کش میان پردازنده‌های تایگر لیک یکسان نیست که نشان از عملکرد متفاوت آن‌ها دارد. نسل یازدهم پردازنده‌های اینتل علاوه بر رم از نوع DDR4-3200، از رم LPDDR4X-4266 نیز پشتیبانی می‌کنند که آیس لیک قادر به پشتیبانی از آن نیست. تایگر لیک اولین پردازنده‌های اینتل با پشتیبانی از PCI Express Gen4 محسوب می‌شود. لپ‌تاپ‌های مجهز به این پردازنده‌ها می‌توانند حداکثر ۴ پورت تاندربولت ۴ و وای فای ۶ داشته باشند.

عملکرد هوش مصنوعی

یکی دیگر از مزایای پردازنده‌های تایگر لیک اینتل در مقایسه با نسل‌های قبلی، افزایش توانایی‌های آن‌ها در زمینه هوش مصنوعی است. اینتل پشتیبانی از چندین پلتفرم هوش مصنوعی را به این پردازنده‌ها اضافه کرده و عملکرد آن‌ها را در این زمینه نیز بهینه کرده است. با توجه به این موضوع، تولیدکنندگان و توسعه‌دهندگان می‌توانند از آن‌ها برای بهبود عملکرد برنامه‌های خود استفاده کنند.

در حالی که این پردازنده‌ها به فناوری‌های مشابه با گذشته مجهز شده‌اند، بهبود پیدا کرده‌اند که افزایش عملکرد آن‌ها را در پی دارند. این تراشه‌ها با استفاده از منابع یکسان یا حتی کمتر، عملکرد سریعتری از خود نشان می‌دهند و همچنین به باتری کمتری نسبت به نسل‌های قبلی و پردازنده‌های AMD نیاز دارند.

یکی از بهترین مثال‌ها برای عملکرد بهتر این پردازنده‌ها در زمینه هوش مصنوعی، بهبود تصاویر و ویدیوها پس از گرفته شدن است. نرم افزار «PowerDirector» از ابزار «Open Vino» اینتل استفاده می‌کند و به چندین استایل به کمک هوش مصنوعی مجهز شده که می‌تواند ویدیوهای شما را بهبود دهد. همین موضوع باعث می‌شود که پردازنده Core i7 اینتل در مقایسه با «Renoir Ryzen 7» شرکت AMD نزدیک به ۱۱ برابر عملکرد سریعتری داشته باشد.

تایگر لیک اینتل

این تفاوت عملکرد باعث شده اینتل بجای مقایسه تایگر لیک با آیس لیک، به سراغ Renoir برود، با این حال پردازنده‌های جدید اینتل در مقایسه با نسل قبلی در Power Director تا ۳ برابر سریعتر هستند که قابل توجه است.

تفاوت‌ها در سایر عملکردهای هوش مصنوعی کاهش پیدا می‌کند. برای مثال در برنامه محبوب ادوبی فتوشاپ، فیلترها و افکت‌های جدید که از Sensei AI سازنده خود استفاده می‌کنند و مبتنی بر Open Vino هستند، تنها ۱۰ درصد در پردازنده‌های تایگر لیک اینتل نسبت به Renoir Ryzen 7 عملکرد سریعتری دارند.

مقایسه تایگر لیک اینتل و AMD Renoir

در جدول زیر مشخصات جدیدترین پردازنده‌های لپ‌تاپ اینتل و AMD را مشاهده می‌کنید:

نام خانواده پردازنده اینتل Tiger Lake-U AMD Renoir U-Series
برند نسل یازدهم پردازنده‌های Core اینتل (U-Series) (AMD Ryzen 4000 (U-Series
لیتوگرافی ++10nm 7 نانومتری
معماری هسته CPU Willow Cove Zen 2
حداکثر تعداد هسته/رشته ۸/۴ ۱۶/۸
حداکثر فرکانس CPU ۴.۸ گیگاهرتز (Core i7-1185G7) ۴.۲ گیگاهرتز (Ryzen 7 4800U)
معماری هسته GPU موتور گرافیکی Xe Vega بهبودیافته ۷ نانومتری
حداکثر تعداد هسته‌های GPU ۹۶ واحد اجرایی (۷۶۸ هسته) ۵۱۲ هسته
حداکثر فرکانس GPU ۱۳۵۰ مگاهرتز ۱۷۵۰ مگاهرتز
توان طراحی حرارتی ۱۵ وات (۱۲-۲۸ وات) ۱۵ وات (۱۰-۲۵ وات)

اینتل ادعا کرده که پردازنده‌های تایگر لیک عملکرد بهتری در مقایسه با AMD Ryzen 4000 دارند. طبق گفته این غول دنیای فناوری، نسل یازدهم پردازنده Core به طور میانگین در کارهای دفتری استاندارد ۳۵ درصد، ایجاد محتوای جدید تا ۴.۴ برابر و در زمینه بازی تا ۷۶ درصد عملکرد بهتری نسبت به پردازنده AMD دارد. علاوه بر این، در زمینه ارتباطات نیز عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهد.

تایگر لیک اینتل

عملکرد پردازنده‌های تایگر لیک اینتل در دنیای واقعی

استفاده از ترانزیستورهای SuperFIN عملکرد بالاتر جدیدترین پردازنده‌های اینتل را در پی دارد، با این حال هنوز نمی‌توان درباره عملکرد آن‌ها در دنیای واقعی اظهارنظر دقیقی کرد. علاوه بر این ترانزیستورها، پردازنده‌های نسل یازدهم اینتل به هسته‌ «Willow Cove» بجای هسته‌ «Sunny Cove» مجهز شده‌اند که عملکرد بالاتری از خود نشان می‌دهد.

اینتل ادعا کرده که هسته گرافیک مجتمع Xe می‌تواند ۹۰ درصد گرافیک‌های مجزا در این بخش از بازار را شکست دهد و می‌تواند بازی‌ها را تا دو برابر سریعتر از پردازنده گرافیکی مجتمع آیس لیک اجرا کند. اینتل برای ادعای دوم خود بازی «Gears Tactics» را روی پردازنده‌های Core i7-1065G7U و Core i7-1185G7 با رزولوشن 1080p و تنظیمات متوسط اجرا کرده است.

برای بررسی دقیق عملکرد پردازنده‌های تایگر لیک اینتل باید منتظر عرضه لپ‌تاپ‌های مجهز به آن‌ها باشیم. در حالی که پیش از معرفی ترانزیستور SuperFIN انتظار عملکرد بسیار پایینتر پردازنده‌های تایگر لیک را در مقایسه با پردازنده‌های موبایل AMD داشتیم، اکنون رقابت میان این دو شرکت بسیار نزدیکتر از قبل شده است.